1:مشخصات:
آیرتون سنا داسیلوا (21 مارس 1960 - 1 مه 1994) در سائوپائولو، برزیل متولد شد. او در سن 4 سالگی رانندگی کارتینگ را آغاز کرد و از 13 سالگی شروع به شرکت در مسابقات کارتینگ کرد. در 24 سالگی به تیم فرمول یک تولمن پیوست و کار خود را در فرمول 1 آغاز کرد. او سه بار در سالهای 1988، 1990 و 1991 قهرمان F1 جهانی شد. بهطور غمانگیزی، در 1 مه 1994، او در یک تصادف در حین گرندپری سن مارینو درگذشت.

2:تاریخچه شخصی:
دوران کودکی
سنا در خانواده ای ثروتمند به دنیا آمد. پدرش، میلتون، یک تاجر موفق و از علاقه مندان به مسابقات اتومبیل رانی بود. سنا از جوانی در گاراژ پدرش قطعات مختلف ماشین را سرهم می کرد. در 4 سالگی، پدرش برای او یک کارت گرافیک کوچک ساخت. اولین باری که با آن رانندگی کرد، بدون زحمت آن را در خیابان مانور داد و همه بزرگسالان حاضر را از استعداد رانندگی او شگفت زده کرد.
در 13 سالگی، سنا به طور رسمی یک مسابقه کارت گرافیک شد. در جولای 1973، او اولین پیروزی خود را در پیست اینترلاگوس در سائوپائولو به دست آورد. با توجه به مکانیک سنا TCHE در آن دوره، سنا در طول تمرین معمولاً کل دورها را زمان نمیبرد. درعوض، او مسیر اینترلاگوس را به چهار بخش تقسیم کرد و در هر بخش به حداکثر رسید. در طول مسابقه واقعی، او دانش خود را از این بخش ها برای رسیدن به سریع ترین دور ترکیب می کرد.

در سال 1974، سنا قهرمانی گروه جوانان مسابقه کارتینگ سائوپائولو را به دست آورد. در سال 1975 در گروه جوانان مسابقات کارتینگ برزیل نایب قهرمان شد و قهرمانی گروه جوانان را در مسابقات پیست ناسینال ایتالکلومی تضمین کرد. در سال 1976، سنا موقعیتهای برتر بیشتری را به دست آورد و در مسابقه کارتینگ 100 سیسی سائوپائولو در کلاس B برنده شد و در کلاس B 100 سیسی جایزه بزرگ برزیل به مقام سوم رسید و در مسابقه کارتینگ 100 سیسی ساعتی سائوپائولو به پیروزی رسید. کلاس
در سال 1980، سنا قهرمانی در مسابقات قهرمانی کارتینگ آمریکای جنوبی و گروه بین المللی جام ملی برزیل را تضمین کرد. علاوه بر این، او در مسابقات جهانی کارتینگ که در Nivelles، بلژیک برگزار شد، در دسته 135 سی سی به مقام دوم دست یافت. در میان تماشاگران یک پسر 11- ساله به نام مایکل شوماخر بود که به دقت سنا را تماشا کرد. سالها بعد، شوماخر یادآور شد: "این اولین باری بود که آیرتون را در پیست دیدم. نحوه رانندگی او، خطوطی که انتخاب کرد، مسحورکننده بود."

ازدواج مختصر
سنا در طول زندگی خود دوست دخترهای بی شماری و ازدواج کوتاهی با لیلیان دا واسکونسلوس داشت. او در زمستان 1980 با لیلیان، زیبایی بلوند، آشنا شد. مادرش دوست مادر سنا بود و او تصمیم گرفت لیلیان را دنبال کند.
سنا "تعداد بسیار کمی از مردم واقعا مرا درک می کنند. آنها هزینه های یک راننده ماشین مسابقه بودن را نمی دانند. من باید دوستان و خانواده را ترک کنم، هزاران مایل دورتر در اروپا زندگی کنم. جوان بودن و رقابت مداوم کار آسانی نیست." یک بار اشاره کرد لیلیان هر روز صبح صبحانه را آماده می کرد و بعد از خوردن سنا برای تمرین بیرون می رفت. او اغلب کیک شکلاتی مورد علاقه او را می پخت و سپس منتظر بازگشت او به خانه بود. این زوج جوان که در سرزمینی بیگانه زندگی می کردند، با احساس تنهایی دست و پنجه نرم کردند. وقتی سنا بعد از تمرین به خانه برمی گشت، لیلیان را در آغوش می گرفت و آن دو اغلب ساعت ها با هم گریه می کردند.

"لطفا از من دوری کن. فردا مسابقه دارم!" یک عبارت رایج از سنا شب قبل از مسابقه فرمول فورد بود. او برای اینکه تدارکات قبل از مسابقه را مختل نکند، جدا از همسرش می خوابید. او همچنین حلقه ازدواج خود را درآورد و آن را روی یک گردنبند کشید تا در گرفتن فرمان او اختلالی ایجاد نکند. سنا هر بار که در مسابقهای برنده میشد، تاج گل پیروز را به لیلیان میبست، که نمادی از قدردانی از حمایت بیدریغ او در آن دوران سخت بود.
با این حال، درست قبل از پایان فصل، مشکلات مالی در شرکت پدر سنا به وجود آمد که باعث وقفه در حمایت از حرفه سنا شد. پس از چندین تلاش ناموفق برای یافتن حامیان دیگر، در اکتبر 1981، سنا اعلام بازنشستگی کرد و به همراه همسرش به برزیل بازگشت. سنا به مدت چهار ماه مدیریت شرکت ساختمانی پدرش را بر عهده داشت، اما میل شدید برای بازگشت به مسیر مسابقه تنها قویتر شد. در یک نقطه، پدرش به او یک انتخاب داد: تجارت یا مسابقه. سنا بدون تردید دومی را انتخاب کرد. میلتون درک کرد که مسابقه دادن، دنبالهای مادامالعمر پسرش بود و مانند زمانی که کارتینگ را شروع کرد، به حمایت از او ادامه داد.

آیرتون سنا
در فوریه سال بعد، سنا به انگلستان بازگشت اما لیلیان را در برزیل ترک کرد. چند روز بعد از انگلیس با او تماس گرفت و تصمیم به طلاق گرفتند. "مسابقه برای آیرتون از هر زنی مهمتر بود. مسابقه زندگی او بود. به همین دلیل او به بهترین راننده تبدیل شد. همه زن ها پشت سر گذاشتند، همه آنها!" لیلیان اشاره کرد.

مقدمه ای بر F1
در سال 1982، سنا به نمایندگی از تیم ون دیمن، در 27 مسابقه فرمول 2000 شرکت کرد. در مسابقات قهرمانی انگلیس و اروپا، او 16 پوزیشن قطبی را به دست آورد، 23 بار سریعترین دور را به ثبت رساند و 22 پیروزی به دست آورد. در طول یک مسابقه در پیست اسنترتون، حتی با وجود نقص در سیستم ترمز، سنا به طرز شگفت انگیزی اول شد. همه از سبک رانندگی معجزه آسای او شگفت زده شدند، زیرا داده های نظارتی هیچ نشانه ای از نقص سیستم ترمز را نشان نمی داد.
این آخرین سال سنا در کارتینگ بود که در گرندپری پورتو آلگره اول شد و در مسابقات قهرمانی جهان چهاردهم شد. او در ماه نوامبر برای اولین بار با وایلد کارت در یک مسابقه F3 شرکت کرد و پس از ثبت سریع ترین دور، برنده رقابت شد. در فصل بعد، او پیشنهادی برای تست درایو از تیم مک لارن F1 دریافت کرد اما نپذیرفت.
سنا قبل از پیوستن به F1 تصمیم گرفت خود را در F3 ثابت کند. در مسابقات قهرمانی F3 بریتانیا در سال 1983، او شروع به استفاده از نام Ayrton Senna کرد تا برای رسانه ها و طرفداران خاطره انگیزتر شود، زیرا نام خانوادگی مادرش "Senna" بود. از 20 مسابقه در آن فصل، او 15 مسابقه را از قطب شروع کرد و 13 مسابقه را برد و در نهایت قهرمان کل شد. اکنون زمان آن رسیده بود که سفر F1 خود را آغاز کند.

ورود رسمی به F1
آرماندو بوتلهو، دوست والدین سنا و نماینده سنا، امور مربوط به حامیان مالی، قراردادها و تبلیغات را انجام می داد و همچنین به زندگی سنا در اروپا رسیدگی می کرد. در 19 ژوئیه 1983، بوتلیو یک تست درایو برای سنا با تیم فرمول یک ویلیامز تضمین کرد. در آن روز، سنا برای اولین بار در یک خودروی فرمول یک نشست و این وسیله نقلیه 600 اسب بخاری را به مدت 83 دور در پیست دونینگتون پارک رانندگی کرد. به طرز شگفت انگیزی، او در کمتر از ده دور، رکورد مسابقه ویلیامز را شکست و سپس شکست.
با این حال، ویلیامز هیچ برنامه ای برای حفظ سنا نداشت و فقط به او پیشنهاد داد تا تجربه کسب کند. پس از آن، در پیست پل ریکارد، سنا نیز برای تیم برابهام درایو آزمایش کرد. حتی زمانی که از لاستیکهای قدیمی استفاده میکرد، عملکرد او تنها یک ثانیه کندتر از نلسون پیکه، قهرمان آن زمان F1 جهان بود. اما پیکه علاقه ای نداشت که هموطن برزیلی خود سنا را هم تیمی کند.
سنا که نتوانست جایگاهی در یک تیم برتر کسب کند، کار خود را در فرمول یک با تیم کمتر رقابتی تولمن آغاز کرد. آنها بر سر یک قرارداد مسابقه ای سه ساله به توافق رسیدند و شرط کردند که اگر ماشین به اندازه کافی رقابتی نباشد، سنا می تواند تیم دیگری را انتخاب کند. اگر تولمن نمی خواست او را آزاد کند، سنا حق داشت شرکت را متوقف کند. در مارس 1984، با تیم تولمن، اسطوره آینده فرمول یک فصل تازه کار خود را آغاز کرد.

در فصل جدید، سنا از تیم لوتوس قرارداد گرفت، تیمی که می تواند به او در کسب پیروزی های مسابقه کمک کند. آنها همه حمایت های لازم را برای مطابقت با استعدادش از او ارائه کردند. در 21 آوریل 1985، در طول مسابقه جایزه بزرگ پرتغال، مسابقه ای که در باران برگزار شد، سنا به طرز ماهرانه ای ماشین لوتوس سیاه و طلایی خود را ابتدا از خط پایان عبور داد و تقریباً با تمام رانندگان دیگر دور زد. این اولین پیروزی او در مسابقات فرمول 1 بود و معنی مهمی داشت زیرا در همان روز، تانکردو نِوِس، اولین رئیس جمهور منتخب برزیل، به دلیل بیماری درگذشت و کل کشور را در ماتم فرو برد. پیروزی سنا به عنوان چراغی از الهام برای مردم برزیل در این دوره غم انگیز بود.
سنا در اولین سال حضورش با لوتوس، 7 پوزیشن قطبی را به دست آورد و در دو مسابقه در پرتغال و بلژیک پیروز شد. در سال بعد، او به 8 قطب پوزیشن و پیروزی در اسپانیا و آمریکا دست یافت. در سال 1987، آخرین فصل حضورش در لوتوس، سنا به عنوان سومین راننده برتر سال به پایان رسید. با این حال، هدف او قهرمانی فرمول یک جهان بود و عملکرد رده میانی خودروی لوتوس نتوانست رقابت کافی را ارائه دهد. بنابراین، سنا دوباره تیم را عوض کرد.

سه قهرمانی با مک لارن
در سال 1988، مک لارن سنا را که تا آن زمان با لوتوس به شهرت چشمگیری دست یافته بود، به خدمت گرفت. در آن فصل، مک لارن در 15 مسابقه از 16 مسابقه پیروز شد و سنا به 8 پیروزی در مسابقات انفرادی (ایمولا، کانادا، دیترویت، بریتانیا، هلند، مجارستان، بلژیک و ژاپن)، 13 پوزیشن قطبی و اولین عنوان قهرمانی جهان دست یافت.
در فصل 1990، برگر جایگزین هم تیمی سنا شد. در آن سال، سنا با 78 امتیاز دومین عنوان راننده خود را به دست آورد. با این حال، در ابتدای فصل، سنا کاملاً ناامید بود و هنوز با سایه شکست خود در ژاپن در سال قبل دست و پنجه نرم می کرد. اما در اولین مسابقه در ایالات متحده، او با حمایت بی حد و حصری از طرفداران خانگی خود مواجه شد و روحیه رقابتی و میل او به پیروزی را دوباره زنده کرد. در مقابل رقیب السی از تیم تایرل، سنا در نهایت پیروز شد.
در سال 1993، با موتور فورد که جایگزین هوندا شد، صحنه F1 دستخوش تغییرات قابل توجهی شد. منسل به ایالات متحده نقل مکان کرد، پروست به ویلیامز پیوست و آندرتی هم تیمی سنا شد (هکینن در نیمه دوم فصل جایگزین او شد). به دلیل حمایت کامل فورد از تیم بنتون، ماشین مک لارن سنا در آن فصل عملکرد خوبی نداشت. با این حال، او موفق به کسب چهار پیروزی در مسابقه شد که سه تای آن در باران بود. یکی از نمادین ترین بردهای سنا در مسابقه جایزه بزرگ اروپا بود که در پارک دونینگتون انگلستان برگزار شد، جایی که او در دور اول زیر باران شدید از پنج اتومبیل پیشی گرفت و در نهایت مدعی پیروزی شد.
در سال 1994، سنا به ویلیامز منتقل شد و قراردادی دو ساله با دستمزد سالانه 15 میلیون دلار امضا کرد. او مصمم بود که شکوه گذشته خود را با ویلیامز بازیابد.

حادثه تلخ
در 1 می 1994، در ساعت 14:18 در حین دور هفتم F1 Grand Prix سن مارینو در پیچ تامبورلو در پیست ایمولا، FW16 سنا که با سرعت 300 کیلومتر در ساعت حرکت می کرد، ناگهان از مسیر منحرف شد و به شدت سقوط کرد. به یک مانع بتنی کلاه ایمنی زرد-سبز نمادین بهطور بیجانی به کناری آویزان شد و خون به سرعت کابین باریک را پر کرد. این ضربه باعث ضربه شدید سر و پارگی شریان شد. با وجود تزریق اورژانسی، لوله گذاری تراشه و ماساژ قلبی، این تلاش ها بیهوده بود. هنگامی که سنا به سرعت به بیمارستانی در نزدیکی بولونیا منتقل شد، خون همچنان از بینی، دهان و گوشهایش فوران میکرد. جراحی دیگر گزینه ای نبود. دو ساعت بعد، سنا پس از فرو رفتن در کمای عمیق، آخرین سفر خود را آغاز کرد. کشیشی که آخرین مراسم را انجام داد گفت که به نظر می رسید چشمان تیره سنا هرگز کمرنگ نشده است. او رسماً در ساعت 18:40 روز 1 می 1994 درگذشت.





